با عجیب ترین ازدواج های قرن آشنا شوید

با عجیب ترین ازدواج های قرن آشنا شوید

های عه گین  گایز !

ماه بعد بهترین ماه برای ازدواج و برگزاری جشن عروسی و نامزدی و این داستان هاست ، که مطمئنم ماه بعد برای شما ها ماه جینگول تری می تونه باشه ، البته امیدوارم یه پدر بیامرزی پیدا بشه با شما ازدواج کنه و یا بیاد شما رو طی یه حرکت انتحاری بگیره ، که من به شخصه چشمم آب نمی خوره که اوضاع اینجوری پیش بره .

البته اینم می دونم که کسی تو این اوضاع مملکت و شدت گرونی، جرعت نمیکنه سمت ازدواج بره چون همون مراسم خواستگاری کلی به جیب اقا پسرا و دختر خانوم  ها ضربه میزنه چه برسه اگه بخوان پیش برن و با توجه به رسم و رسوم های ما ایرانی ها که ماشالا هزار ماشالا  از مراسم بله برون تا مراسم پاتختی باید ۱۰ یا ۱۵ مرحله رو رد کنی و تهش هم میشه مادرزن سلام و این داستان سر دراز دارد .

در ایران شاید این مشکلات وجود داشته باشه اما خب  نمیشه از ازدواج فرار کرد ، درسته که ازدواج یه هدف برای ادامه زندگی نیست اما خب از بعضی جهات می تونه بهمون کمک کنه تا بهتر باشیم و بهتر پیش بریم .

یکی از چیز هایی که باعث میشه ما به فکر ازدواج بیفتیم فرار از تنهایی و شاید بهترین دلیلش اینه که ما از شخصی خوشمون بیاد  و باهاش از لحاظ روحی و جسمی احساس نزدیکی کنیم.

اما شاید باور نکنید اگه بهتون بگم در بعضی از کشور ها ازدواج فقط مختص شخص نیست و مردم عادی می تونند با اشیا و حتی حیوانات هم ازدواج کنند و مراسم رسمی برگزار کنند .

خیلی جالب و کمی مسخرست نه ؟ اره قبول دارم از کمی خیلی بیشتر مسخرست.

حالا این شما و این هم مردمانی از سرزمین های مختلف این کره خاکی و ازدواج های عجیب غریبشون .

شما به چه غذایی علاقه مندید ؟

قرمه سبزی ؟ قیمه ؟ پیتزا ؟

یا مثل آقای دیوید سیکورسکی عاشق بوریتو هستید ( البته فکر نکنم چیزی راجب بوریتو بدونید )

آقای دیوید سیکورسکی چنان علاقه ای به بوریتو داره که حاضر شده بوریتو رو به عنوان همسر خودش بپذیره 
فکر کن شما الان به بابات بگی عاشق قیمه شدی و تصمیم داری باهاش در طی یه مراسم رسمی ازدواج کنی 
البته آقای دیوید سیکورسکی هم اوایل قصد ازدواج نداشته اما خب وقتی دیده هم سن و سال های خودش همه سرو سامون گرفتند دچار استرس شده که شاید تا آخر عمر تنها باشه بعدش نشسته فکر کرده با  خودش به این نتیجه رسیده که به بوریتو خیلی علاقه  داره ،بوریتو رو گرفته و تامام .

نفر بعدی که شما با خوندن اوضاع و احوال زندگیش انگشت بر دهان می مونید و شاید جامع خود را بدرید ایشون هستند

اریکا خانوم

اریکا خانوم از بچگی عاشق اشیا بوده و در نهایت در سال ۲۰۰۴ تصمیم میگیره که همه از کراشی که به برج ایفل داشته مطلع بشن و از اونجایی که  خارجکیا بعد ازدواج فامیلی همسرشون رو به جای فامیلی خودشون میشناسند ، از اون به بعد ایشون رو با نام اریکا ایفل صدا می کنند .

 فکرشو بکن

برج ایفل آخه ؟ چجوری باهاش می تونی بری بیرون دختر ؟ خیلی بلنده به نظرم 

برج کاملیایی چیزی حداقل انتخاب می کردی ماشالا به کم هم راضی نبوده انگار .

یه سوالی که ذهنم رو مشغول کرده اینه که عایا شما قصد بچه دار شدنم دارید ؟

ما هیچ ما نگاه 

شما برای نفر بعدی چه حدسی دارید ؟

کوین نادال نویسنده ،فعال اجتماعی ، و پروفسور روانشناسی تصمیم گرفته با خودش ازدواج کنه

یعنی این آقا که خدای روانشناسیه به این نتیجه رسیده که خودمون بیشتر از شخص دیگه ای به درد خودمون می خوریم ، خودمون رو بهتر از هر کسی می شناسیم و می تونیم با خودمون و تنهایی ها مون کنار بیاییم ،

اینم یه جورشه دیگه ، حیف ایشون پروفسوره و من زبونم قاصره در ادامه دادن این پاراگراف به هر حال

نفر بعدی کسی نیست جز یه خانومی به اسم تریسی که خیلی هم هنرمنده، خانومه و از هر انگشتش چنتا هنر می باره تصمیم گرفته  با یه سخره ازدواج کنه

تریسی از یه سخره ای که رو به دریاست خوشش میاد و حس می کنه که می تونه شریک زندگی خوبی براش باشه ، خودشم گفته که خوبش اینه که نمی تونه جایی بره و همیشه پیش خودمه 

 دیونه بعدی ( الان کلی کامنت می ذارید که هفت جد و آبادت دیونست و ما از طرف حقوق بشر واینترپل و اینا ازت شکایت می کنیم نویسنده بی تربیت )

کسی نیست جز یه آقای ژاپنی به اسم اکیهیکو کوندو ( چه اسمیه آخه مرد حسابی ؟ )

 که  با یه هولوگرام زندگی مشترکشو شروع کرده ، شما اگه فیلم بلید رانر و دیده باشید اونجا پره از ربات هایی که شبیه انسان ها هستند و می تونند حرف بزنند و حتی احساس داشته باشند ، اینم تقریبا شبیه همونه ،

البته زن ایشون تقریبا شبیه یه سری لامپه دیجیتالیه  تا ربات .

آخرین مورد خیلی باحاله ، به نظر من  و یه کسی که داشتیم باهاش راجب این مقاله مشورت می کردم ، آرون چروناک در واقع خوده ماییم

فقط رومون نمیشه که همه چیزو رسمی کنیم .

آرون چروناک گفته که ما انسان های نسل جدید اگه بخواهیم با خودمون صادق باشیم ، با یه نگاه به زندگی خودمون از صبح تا شب و در نظر گرفتن هر رفتاری که انجام می دیم ، متوجه میشیم که روابط بسیار عمیق عشقی و احساسی بین ما و گوشی های همراهمون هست ،

آرون چروناک طی اقدامی جوانمردانه رفته گوشیشو گرفته و ازدواجش رو باهاش رسمی کرده .

البته نمی دوننم اگه سری جدید گوشی ها در سال های بعد روانه بازار بشه ، آرون چروناک گوشی قدیمی خودش رو طلاق میده یا وفادار می مونه و به زندیگ باهاش ادامه میده .

دو روزه دارم دلاتون رو می برم اونور آب تا از اتفاق های جور وجور و عجیب غریب خارجکیا بی خبر نمونید .

یه سوال ازتون دارم و می تونید جواب هاتون رو کامنت کنید برام و من قول میدم بخونم.

اونم اینه که اگه شما تو موقعیت این آدم ها بودید ، و اجازه اینو داشتید که با اشیاء ازدواج کنید ، از کدوم اشیاء بیشتر خوشتون میومد ؟

کدوم  یک  از وسایلتون رو می گرفتید ؟